حرفهاي يك دل
زندگی معلم بی رحمی است: اول امتحان می گیرد ، بعد درس می دهد
خوبین؟ منم خوبم تقریبا! همونطور که گفتم سه شنبه ها دندونپزشکی. یه جلسه دیگه مونده! یکشنبه ها و چهارشنبه ها هم کلاس کامپیوتر بد نبود! یکشنبه هفته دیگه هم امتحان عملی دوشنبه رفتم خونه دوستم سحر. بعد از ۲سال دیدمش مثلا رفتیم درس بخونیم ولی نشد دیگه یه کوچولو تست زدیم جون برگشتم خونه دیگه اینکه قرار بود چهارشنبه یعنی امروز با عموم اینا بعد ۶-۷سال بریم بابلسر که پسردایی گرامی بدون اطلاع از اهواز اومد خونمون الانم کسل و بی اشتها و بی حوصله م به امید اینکه کلا مردم روبوسی رو یادشون بره مخصوصا تو عید!! چون من بدم میاااااااااد اهواز که رفته بودیم فیلم عروسی پسر عمه مو گذاشتیم ببینیم. داماد که عروسو آورد بعد رفت تو مردا با حدود ۱۰۰ نفر روبوسی کرد!!!!!!! منو زنش که داشتیم فیلمو میدیدیم مردیم از خنده شوهرم اون شب آب شد کسی مجبورش کرده بود ۱۰۰ نفرو ببوسه؟؟؟؟؟؟؟!!!!! خب بابا تلفنو کار داره فعلا بابای سلام خوبین؟ خیلی حرفا دارم اما کامی همچنان ویروس داره و خرابه! اول از همه ۸/۸/۱۳۸۸ میلاد با سعادت هشتمین امام رو به همه تبریک میگم هفته ای یه روز دارم میرم دندونپزشکی! هفته ای دو روز کلاس کامپیوتر! همه روز های هفته هم درس واسه کنکور سال آینده فردا شب هم عروسیه پسر عمومه تو آباده استان فارس!! خانواده دختره اونجان وگرنه خانواده داماد که همه اهوازیم البته به جز ما و عموم اینا آباده(با اینکه عمو هتل گرفته واس مهمونا) از طرف خانواده داماد فقط عمه جونم و شوهرش و پسر عمه م و زن و بچه ش(عشق من نمیدونم چطور راضیش کردن یه روز نره پیش دبستانی و شوهرش و بچه هاش رفتن!!!(یعنی کلا خانواده عمه م مبارکشون باشه ایشاالله خوشبخت بشن تعریف دانشجو: موجودی نحیف،عصبی،بی پول و شبیه به انسان که از تخم مرغ،گوجه و نیکوتین تغذیه میکند و دشمنیه عجیبی با کتاب دارد! خب دیگه کامی داره هنگ میکنه. ببخشید که عکسی چیزی نشد بذارم. فقط شکلک میذارم! فعلا خدانگهدار ما برگشتیم سفر خوبی بود خونه عمه جونم بیشتر از همه جا خوش گذشت کلی با عشقم هنوز کامی خودم خرابه و عکسا تو دوربین!! اونجا که بودیم مسجد سلیمان زلزله اومد اومدیم تهران اینجا زلزله اومد!! فعلا بای
پ.ن: عمو سخاوتم دوم شد هورااااااااااااااااا عمو جونم بهت تبریک میگم خبرگذاری فارس: در جشنواره ترافیک و مطبوعات؛ روزنامه نگار تبریزی دوم شد خبرگزاري فارس: سخاوت خيرخواه، روزنامهنگار تبريزي در نخستين جشنواره سراسري ترافيك، مطبوعات و خبرگزاريها در بخش گزارش خبري مطبوعات محلي مقام دوم كشوري را از آن خود كرد. به گزارش خبرگزاري فارس از تبريز، اين جشنواره كه با حضور وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي و رئيس پليس راهنمايي رانندگي كشور در تهران به كار خود پايان داد از بين 602 اثر ارسالي به دبيرخانه، برگزيدگان هر حوزه از سوي هيئت داوران معرفي شد. ببخشید اگه بهتون سر نمیزنم چون اینترنت خودم خرابه و با کامی بابام میام نت سرم هم شلوغه!! قراره یه ۱۰ روزی بریم اهواز روحیه مامی (بعضیا میدونن) این مسافرت رو میریم راستی دانشگاه هم نمیرم!! مدیریت فرهنگی هنری دانشگاه غیرانتفاعی علم و فرهنگ تهران قبول شدم که نمیرم! ان شاالله سال دیگه فعلا بابای <رابطه های رنگی> من-تو، میشود: ما! دوستی ، یک پیوند من-تو، میشود: ما! دوستی ، یک جدایی در این رابطه ها گاه تو مرا دوست داری و گاه من تو را! اما کم پیش می آید که هر دو با هم یکدیگر را دوست داشته باشیم! همه اش در یک لبخند و یا یک شکلات رنگی خلاصه میشود! لبخند میشود واسطه ی دوستی من-تو... تو لبخند میزنی، من لبخند میزنم و من و تو میشویم <<ما>>! گاه من اخم میکنم، تو صبوری میکنی! من باز اخم میکنم و این بار تو هم اخم میکنی! آن وقت است که هر دو فکر میکنیم که برای همیشه تمام شد، همه چیز! هنوز چند دقیقه نگذشته. تو هنوز در همین افکاری، اما من زودتر از فکر کردن دست برداشته ام! حالا من روبروی توام با دو شکلات در دستانم! متوجه آمدنم نمیشوی. غرق در همان افکار سیاهی و داری سفیدی ها را به خاطر می آوری... اما وقتی با دستم شکلات را جلوی تو میگذارم متوجهم میشوی و یک اخم کوچک تحویلم میدهی! من اما لبخند میزنم، چون میدانم که این اخم معنای لبخند را میدهد. شکلات را برمیداری، امیدوارتر میشوم! و اکنون جواب لبخندم را میدهی! لبخندی میزنی شیرینتر از آن شکلات که در دستان ماست! طعم شکلاتی که با هم میخوریم، هرگز از خاطرمان نمیرود... چون زیر دندانمان شیرینتر از همیشه بود... همه چیز تمام شد! هر دو فکر میکردیم همه چیز تمام میشود! این تمام شدن اما صورت دیگری داشت. جدایی چند دقیقه ایمان تمام شد، نه دوستی چند ساله مان! حالا برای چند لحظه هر دو با هم، یکدیگر را دوست داریم... و دوباره من و تو دست در دست هم به دنیای<<ما>> بودن میرویم! و دوباره گاه من تو را دوست دارم و گاه تو مرا... دیدی؟ همه چیز یک لبخند و یک شکلات بود! حالا بخند و طعم آن شکلات های رنگی را که با هم خورده ایم به یاد بیاور! میتوانی رنگهایش را بشماری؟ از دوازده رنگ جعبه ی مداد رنگیمان رنگی تر بود... پس رابطه مان هنوز هم رنگ دارد،نه؟ بخند که لبخندت هر روز رنگی تر از دیروز میشود و این رنگ مرا هم گرفتار میکند! و باعث میشود که من هم بخندم... و این رابطه های رنگی ادامه دارند تا آنجایی که دیگر رنگی در دنیا نماند...!
نوشته از خودم نیست! اینترنتم خرابه فعلا نمیتونم از خودم بگم خدانگهدار تقریبا از اول ماه رمضان کامی خودم نت نداشت و با کامی بابام میومدم نت و واسه اونایی که میشد کامنت میذاشتم اما اکثر وبلاگا رو دیدم چه خبر از فیلمهای ماه رمضان؟ پنجشنبه ملت رو سرکار گذاشتن آخرم محسن داشت خواب میدید) البته فیلم کانال 2رو کم و بیش میبینم. میگم بالاخره ربنای استاد شجریان هم از تلویزین پخش شدا خیلی چیزا داشتم بگم اما الان که اومدم بنویسم همش یادم رفت فقط منتظر جواب آزمون سراسری رو یادم موند! بعدشم یه عکس از برج میلاد که با دوربینم گرفتم رو میخواستم بذارم اما سایت آپلود عکس راحت(!) سراغ ندارم بهار20 سخته!!! اگه سراغ دارین بگین.. دیگه اینکه چندتا لطیفه(فارسی را پاس داشتم) میذارم: 1.یه پسره سوار اتوبوس میشه، از یه دختره خوشش میاد، پیاده که میشه شماره اتوبوس رو برمیداره 2.از یکی پرسیدند: زن ذلیلی چیست؟گفت: همون چیزی که بالاشهریا بهش میگن تفاهم! 3.اولی:بگوببینم بالاخره ازدواج کردی یا هنوز مثل گذشته خودت غذا میپزی؟ دومی: هردو 4.زن: عزیزم برای جشن تولدت یه هدیه خوب گرفتم. شوهر: خیلی ممنون،حالا بگو بینم چی گرفتی؟ زن: صبرکن تا بپوشم و بیام نشونت بدم! 5.یه عروس سر سفره عقد بله نمیگفته،داماد یکم فکر میکنه،میگه: عمو زنجیرباف؟! 6. سوال: به مردی که در عشق شانس دارد چه میگویند؟ جواب: مجرد!
پ.ن روز دوشنبه: مهشاد جون مرسی به خاطر آدرس اینم عکس برج میلاد:
سرما خوردم
روبوسی ممنوعععععععع![]()
امروز امتحان داشتیم!![]()
نه اینکه هیچی نخونیما.
نهارم لازانیا زدیم تو رگ
بعدشم با داداش![]()
![]()
علایم آنفولانزا خوکی نیس؟؟![]()
آدمو تف تفی میکنن![]()
![]()
![]()
. زنش گفت لپهای
(خوبه پسرعمه م لپ نداره اصلا!!!
)
بقیه شو اگه یادم نره میام مینویسم![]()
![]()
![]()
![]()

![]()
.(بانک ت ا ت) ![]()
![]()
![]()
به خاطر دوریه راه و مدارس و سرمای
،
) و دختر عمه م
)![]()
![]()
![]()
و ببخشید که تو کامنتاتون ![]()
![]()

![]()
حال کردمو ازش عکس گرفتم اگه شد بعدا عکسشو میذارم عسلمو
عشقم امسال پیش دبستانیه![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
در اين جشنواره، سخاوت خيرخواه سردبير هفتهنامه گونش با دريافت تنديس و لوح ويژه جشنواره مورد تجليل قرار گرفت.
در بخش گزارش خبري هيچكس حائز رتبه اول نشد و دو نفر از شيراز و خراسان جنوبي مشتركاً حائز رتبه سوم در گزارش خبري مطبوعات محلي شدند.
سخاوت خيرخواه متولد 1359 از روزنامهنگاران شهر تبريز است كه مقامهايي از جمله، مقام دوم خبرنويسي مطبوعات شمالغرب كشور در سال 84 ؛ مقام سوم تيترزني مطبوعات مناطق چهارگانه شمالغرب كشور در سال 84، تيترزن برترمطبوعات استان آذربايجان شرقي در سال 86، مقام دوم تيترنويسي جشنواره محيط زيست شمالغرب كشور و تاليف كتاب «دختري از جنس زمانه» را در كارنامه فعاليت خود دارد و هم اكنون به عنوان سردبير هفتهنامه گونش كه به عنوان هفتهنامه برتر سال 87 انتخاب شده است، فعاليت دارد. 
![]()
بیشتر وقتمو یا خوابم یا تو بازارم
پامم درد میکنه![]()
۱۸م عروسی دخترعمومه
و ما هم به خاطر
و میدونیم که سخته!!!![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()


![]()
من که فقط کانال شه رو میبینم(که روز ![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()



